تبليغاتX
بچه های فامیل

سلام بچه ها

سال نوي همگي مبارك

من اومدم تا اولين پست رو در سال 87 بگذارم. شما هم زودتر خودتونو نشون بدين بچه هاي فاميل!

راستي امسال بايد به حميدرضا هم تبريك بگيم. چون همين روزها داره داماد ميشه.

اميدوارم همه ی بچه هاي فاميل امسال سر و سامون بگيرن. چون همه يه جورايي دم بخت حساب ميشن!!!!!!

چه شود!!!!! تصور كنين اگه این اتفاق بیفته عجب سالي ميشه براي فاميل!!!!!!! چه فامیل پر جمعیتی میشیم !!!!!!

+ نوشته شده توسط سهیلا در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 20:18 |
سلام بچه ها به قول  خوبین در سلامتی کامل به سر می برین؟  دیدم  همه ی ستاره های سهیل که مدت مدیدی چشممون به جمالشون روشن نشده بود هم فعال شدن و پست و نظر گذاشتن گفتم منم از قافله عقب نمونم. اول رفتم تو چند تا پست آخری سر زدم و کامنت گذاشتم گفتم بیام اینجا هم یه احوالی ازتون بپرسم. افرین بچه ها به همین رویه ادامه بدین. بای
+ نوشته شده توسط سهیلا در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت 12:14 |

سلام بچه ها

بابا چه خبره همتون میرین هی پشت سر هم کامنت می ذارین؟ بیاین یه کمی پست بذارین که

ببینیمتون بابا. مگه نذر کردین  رکورد کامنت ها رو به ۱۰۰ تا برسونین.؟؟؟ (با بچه های بیکار فامیل بودم

نه با خوانندگان عزیز). بگذریم.

چند وقت پیش کتابی رو خوندم.(البته بیشتر یه سررسید بود تا کتاب) که توی هر صفحش جمله ی

 قشنگی نوشته بود. تصمیم گرفتم از این به بعد هر بار چند تاشو اینجا بنویسم تا شما هم بخونین

 و لذت ببرین.

* مغرور نباش. برگها وقتی میریزن که فکر می کنن طلا شدن

* میشه گل رو زیر پا له کرد اما هرگز نمیشه عطر اون رو تو هوا محو کرد.

* افسوس خوردن به خاطر چیزی که ندارم هدر دادن چیزیه که دارم.

* تجربه معلم بی رحمیه. اول امتحان می گیره بعد درس میده.

* باید دنیا بسازیم نه اینکه با دنیا بسازیم.

* تصمیم مثل ماهیه. گرفتنش آسونه ولی نگه داشتنش سخته.

 

 

+ نوشته شده توسط سهیلا در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 14:0 |

سلام بچه ها

 

همگي خوبين؟ اوضاع چطوره؟ ديدين سمانه چطور تا عکس کامپيوتر بيچاره اش رو که حميد دايي افتاده بود

 

به جونش ديد با سرعت هر چه تمامتر خودشو از رشت به تهران رسوند تا از دارايي اش محافظت کنه!!!

 

 بابا ايول!! البته اميدوارم کامپيوترت سالم باشه سمانه!!!

 

راستي بچه ها مي دونين اين سري موقع خداحافظي با سمانه بعد از عيد فطر که داره برمی گرده رشت

 

 بايد چي بهش بگيم؟ قراره هممون موقع رفتنش زنگ بزنيم و بگيم سمانه ساک دستي ات جا نمومه!!!

 

آخه نمي دونين که دفعه ی پيش چي شد!! دفعه ی پيش اين سمانه خانوم حواس جمع ما موقع رفتن به

 

رشت فقط وجود مبارک خودشو برداشت و رفت و تازه تو ترمينال به باباش گفت پس ساکم کو و تازه يادش

 

 افتاد که ساک دستیش رو خونه جا گذاشته و مجبور شد بدون ساک بره و حالا تمام وسايل ضروري و شخصي

 

اش هم تو ساک بود و خاله ی بيچاره مجبور شد چند روز بعد با صرف هزينه ساک خانوم حواس جمع رو براش

 

بفرسته!!!! حالا براي همين قراره اين دفعه موقع حرکت هممون زنگ بزنيم و يادآوري کنيم سمانه بدون ساک نری !!

 

اين هم از جريان اين سمانه خانوم!!! راستي بچه ها پيشاپيش عيد فطر رو به همتون تبريک مي گم

+ نوشته شده توسط سهیلا در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 12:53 |

سلام بچه ها

اميدوارم عبادات همتون در اين ماه و به خصوص در اين شبهاي قدر مورد قبول حق تعالي قرار گيرد

 

 يادتون نره وقت دعا تو اين شبهاي عزيز ما رو هم ياد کنيد

 

التماس دعا

+ نوشته شده توسط سهیلا در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 13:14 |
سلام بچه ها

قبل از هر چیز ماه نزول قرآن را به همه ی شما عزیزان تبریک می گویم و امیدوارم طاعات و عبادات همگی

 مورد قبول درگاه حق قرار گیرد.

راستی من هفته ی پیش همین موقع یکی از سخت ترین و مهمترین روزهای زندگیم را گذراندم. منظورم

روز دفاع از پایان نامه ی کارشناسی ارشدم بود. خیلی سخت بود ولی بالاخره راحت شدم. آخ ی ی ی ی

 ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ش. حالا چند روزه که تازه دارم نفس می کشم. امیدوارم شما هم

در همه ی مراحل زندگیتون موفق و موید باشید.

+ نوشته شده توسط سهیلا در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 12:4 |
 

سلام بچه ها

 

ديدم وبلاگ زيادي داره فرهنگي ميشه گفتم بذار من از

 

 طرف جامعه علمي يه ذره علميش كنم بشه علمي-فرهنگي

 

وقتی یک نوشابه می‌خورید، چه اتفاقی می‌افتد؟

 

10 دقیقه بعد: 10 قاشق چای‌خوری شکر وارد بدن‌تان می‌شود. می‌دانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمی‌شوید؟ چون اسید فسفریک، طعم آن را کمی می‌گیرد و شیرینی‌اش را خنثی می‌کند.

20 دقیقه بعد: قند خون‌تان بالا می‌رود و منجر به ترشح ناگهانی و یک‌جای انسولین می‌شود. کبدتان شروع می‌کند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود.

40 دقیقه بعد: حالا دیگر جذب کافئین کامل شده؛ مردمک‌های‌تان گشاد می‌شود، فشار خون‌تان بالا می‌رود و در پاسخ به این حالت، کبدتان قند را به داخل جریان خون رها می‌کند. گیرنده‌های آدنوزین مغز حالا بلوک می‌شوند تا از احساس خواب‌آلودگی جلوگیری کنند.

45 دقیقه بعد: ترشح دوپامین افزایش پیدا می‌کند و مراکز خاصی در مغز، که حالت سرخوشی ایجاد می‌کنند، تحریک می‌شوند. این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی می‌شود.

بعد از 60 دقیقه: اسید فسفریک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسیم، منیزیم و روی می‌چسبد. متابولیسم بدن افزایش پیدا می‌کند. میزان بالای قند خون و شیرین‌کننده‌های مصنوعی، دفع هرچه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث می‌شوند.

مدتی بعد: کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرارآور) وارد عمل می‌شود. حالا دیگر کلسیم و منیزیم و رویی که قرار بود جذب بدن شود، بیش از پیش از طریق ادرار دفع می‌شود و به همراه آن مقادیر زیادی آب، سدیم و دیگر الکترولیت‌ها نیز از دست می‌رود.

مدتی بعدتر: کم‌کم آن غوغایی که در بدن‌تان ایجاد شده بود فروکش می‌کند و نوبت به افت قند می‌رسد. در این مرحله یا خیلی حساس و تحریک‌پذیر می‌شوید یا خیلی کرخت و بی‌حال. حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید، دفع کرده‌اید؛ آبی که می‌شد به جای اسید و کافئین و شکر، حاوی مواد مفیدی برای بدن‌تان باشد. تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین می‌رود و شما هوس یک نوشابه دیگر می‌کنید.       

 

نوشابه‌خورترین ملت جهان

 

سرانه مصرف نوشابه‌های گازدار در ایران ۴۲ ليتر است. با مقایسه این آمار با آمار دیگر کشورهای جهان به این نتیجه وحشتناک می‌رسیم که ما در سرانه مصرف نوشابه‌هاى گازدار مقام اول را در جهان پیدا کرده‌ایم. برای این که بیشتر وحشت کنید، بد نیست بدانید که:

1) ميانگين مصرف نوشابه‌هاي گازدار در دنيا براي هر فرد 10 ليتر است.

2) در بيست سال اخير، مصرف نوشابه هاى گازدار در كشور، نزديك به ۱۵درصد رشد داشته است.

3) در طی این بیست سال، مصرف شير و لبنيات، تنها حدود يك دهم درصد رشد كرده است.

4) سرانه‌ مصرف لبنيات در ايران كمتر از يك سوم استاندار جهاني است.

5) طبق آمار، ۹۰ درصد كودكان ۲۴ ماهه تا ۱۲ساله کشورمان، روزانه حداقل يك بار پفك و نوشابه مصرف كرده‌اند.

6) 25 درصد از كودكان ايرانى به نوعی با سوءتغذيه دست‌به‌گریبانند.

7) یک‌سوم از مرگ‌ومیرهای کشور به علت بیماری‌های قلبي‌عروقي است كه یکی از عوامل اصلي بروز آن، تغذيه غلط است.

+ نوشته شده توسط سهیلا در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 19:28 |

سلام بچه ها

امروزمی خواستم در جواب حمید دایی لیستی از برتری های خانمها و مثال هایی از دست و پا چلفتی های

 آقایون رو براتون بیارم تا مشت محکمی باشه بر دهان استعمار جهانی!!!!!!!!!!!!!اما یه مطلب قشنگتر داشتم

 که تصمیم گرفتم اونو بگم. یه حکایت شنیدنیه البته در اینجا خواندنیه:

روزی کوهنوردی برای صعود به قله ی بلند و پر برفی میره و تا نیمه شب به صعود ادامه می ده. اما ناگهان در

تاریکی پاش لیز می خوره و مسافت زیادی رو سقوط می کنه تا بالاخره توسط طناب کوهنوردی اش جایی بین

زمین و آسمان آویزان می مونه. بدون اینکه بتونه جایی رو ببینه. در تاریکی و در خلوت خودش با خدا راز و نیاز

 می کنه و ازش کمک می خواد. ناگهان ندایی از آسمان می شنوه که می گفت: بنده ی من آیا به من یقین

 و اعتماد داری؟ شخص گفت: بله. ندای آسمانی گفت: پس طناب را رها کن. ولی شخص با خود فکر کرد

 این طناب تنها وسیله ای است که مرا زنده نگه می دارد و اگر آنرا رها کنم حتما خواهم مرد و طناب را رها

نکرد...............فردا صبح وقتی گروه نجات برای کمک به کوهنورد آمدند با جسد یخ زده ی او روبه رو شدند

 که در فاصله ی یک متری زمین محکم به طنابی چنگ زده بود.................. گاهی وقت اون می رسه

 که به قلبمون رجوع کنیم و ببینیم  آیا واقعا با خودمون و با خدای خودمون صادق هستیم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 

+ نوشته شده توسط سهیلا در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت 15:23 |

سلام بچه ها

من براي اولين باره كه توي وبلاگمون مطلب مي نويسم. به اصطلاح دارم افتتاحش مي كنم . گفتم به خاطر استقبال شديد پسراي فاميل! ( البته منظورم استقبال از نوع منفي اونه كه متاسفانه در پسراي فاميل ما رواج زيادي داره) ، منم بيام يه مطلب بنويسم. آخه ديدم زيادي دارن گرد و خاك مي كنن و نون به هم قرض مي دن. گفتم يه وقت هوا ورشون نداره و جوگير نشن. امروز اومده بودم كه خودمو دختراي ديگة فاميل رو بهتون معرفي كنم. اما صفحه رو كه باز كردم ديدم سمانه زودتر از من اين كارو انجام داده.( البته من فقط مي خواستم دختراي وبلاگو معرفي كنم. چون پسرا از خودشون حسن نيت نشون نداده بودند.). به هر حال ممنون سمانه جان! كمي كارمو راحت كردي. فقط بذارين معرفي سمانه رو راجع به خودم اصلاح كنم. من سهيلا دخترخالة بزرگتر و به عبارتي دختر خالة شمارة 1 هستم كه در عكس بالاي صفحه نفر اول از سمت چپ هستم. من دانشجوي كارشناسي ارشد رشتة ميكروبيولو‍‍ژي هستم و آخرين ماه دوران دانشجويي خودمو ميگذرونم و در حال آماده كردن پايان نامه ام هستم. موضوع پايان نامه ام هم راجع به استفاده از ميكروبها براي پاكسازي محيط زيست از بعضي از عناصر وراديواكتيوهاي آلايندة محيط است.  و چون چيز زيادي به تاريخ دفاعيه ام نمانده به شدت درگير كارهاي دفاعيه ام هستم و به اين دليل بود كه نمي توانستم به وبلاگ سري بزنم. درست بر عكس پسراي فاميلمون كه بيكار توي خانه نشستند و كاري ندارند جز اينكه صبح كه چه عرض كنم ظهرها از خواب بيدار شن و توي خونه هم دست به سياه و سفيد نزنن و از شدت بيكاري برن سر وقت كامپيوتر و جوگير شن كه چه هنري دارن مي كنن. ولي بذارين از پايان نامه ام دفاع كنم و سرم خلوت بشه اونوقت حال همشونو مي گيرم. اين از من!!!

خوب من مي خواستم سمانه يعني دخترخالة شمارة 2 رو هم معرفي كنم كه خودش اين كارو كرده. مي خوام اشاره كنم به حرف قشنگي كه سمانه در وبلاگ زده و اون اينكه غرور و خودبيني است كه بين آدما فاصله مي اندازه نه زمان و مكان. دستت درد نكنه سمانه جان. نفر بعدي هم آزاده يعني دخترخالة شماره 3 است كه امسال ميره پيش دانشگاهي و اصلا فكر نكنم با وجود داشتن داداشهايي مثل حميدرضا و امير كه با نظرات ن‍ژاد پرستانه و مردسالارانه شون حتما تا حالا در وبلاگ آشنا شدين اصلا كامپيوتر رو در اختيارش بذارن تا مطلب بنويسه. البته اميدوارم كه اشتباه كرده باشم و در روزهاي بعد مطلبي هم از آزاده ببينيم.

خوب ديگه تا زمان بعدي كه يه فرصت كوچولوي ديگه گير بيارم خداحافظ.

 

 

 

+ نوشته شده توسط سهیلا در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 9:48 |